جعفر شهرى باف
324
طهران قديم ( فارسى )
سلامت تن مىباشم و اندك فتورى در جسم و جانم بوجود نيامده است و با عصبانيت تمام كه چگونه اقدامم به نتيجه نرسيده است به سر حوض رفته ، وضو ساخته با جماعت ، نماز مغرب و عشا را به پايان رسانيده ، جهت دفع الوقت و اينكه شايد اثر سم يكباره ظهور بكند پاى منبر پيشنماز نشسته به اصغاء بيانات او پرداختم . پيشنماز دو آيه از قرآن تلاوت كرده به تفسير آنها پرداخت : عَسى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ . يعنى بسا امور كه طبع آدمى از آن كراهت دارد كه خير او در آن مىباشد و بسا اعمال كه از آن خشنود و طرف علاقهاش مىباشد كه شر او در آن نهفته است . هر يك از جملات شيخ مسألهگو از زبان امام همام در مقسوم بودن رزق و معلوم بودن عمر و آيات و كلمات پيشنماز طامات و كلياتى بودند كه مىبايد مرا بسوى انصراف از لجاجت و يكدندگى كشيده بسر عقل و تلافى مافات بياورند اما با اينهمه من نه از آن سست عنصرانى بودم كه اين تصادفات بتواند خللى در اركان تصميم بوجود آورد ، و نه در آيندهاى چنان روشن كه اميدى از آن برايم باشد ، لا جرم به طرف خانه به راه افتاده از عطارى اول خيابان مهدى موش « 30 » نيز سه نخود ديگر ترياك خريده در سر راه هلههولههايى كه آخرين دل را از عزاى خوراكيهاى دنيا درآورده باشم ، خورده ، در خانه ترياك را كه هر آينه كم خوردهام كافى شده قبليها را نيز مؤثر گرداند نرم كرده بالا كشيدم و شام را كه مادربزرگم پنير و هندوانه و حاضريهاى ديگر فراهم كرده بود با اشتهاى تمام كه زياده از حد گرسنه شده بودم صرف كرده به بستر رفتم و در كمترين وقتى با شعف اين انديشه كه صبح با چه وضعى با نعشم روبرو خواهند شد و چه ضجهها بر سر جنازهام خواهند زد ، يا نخواهند زد ، و شايد هم اه و تفم بكنند و جسدم را به چه صورتى حمل خواهند داد و با چه حرمت يا خفت تشييعم خواهند نمود ؟ پلكهايم سنگين گرديدند ، اما بدبختانه يا خوشبختانه صبح از خواب بيدار شده ، خود را در كمال صحت و تندرستى يافتم كه نشاطى فوق العاده نيز چالاكم ساخته بود و تنها اثر
--> ( 30 ) . خيابانى منشعب از ضلع جنوب غربى ميدان شاهپور به طرف خيابان اميريه .